علی ظفر رحیمی

alizafar_rahimy@yahoo.com face book: alizafar rahimy

دانستنیها
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
 

اگر امام حسین (ع) علم غیب داشتد چرا به کربلا رفتند؟

برای بررسی علم غیب بایستی به این مسئله توجه کنیم که اساسا غیب یک امر نسبی است و در مورد افراد مختلف فرق میکند . به طور مثال زندگی شخصی افراد ، سلایق و علاقه مندی ها ، اطلاعات علمی ، سابقه و گذشته افراد و . . . برای خودشان علم است و به آن آگاهی دارند اما همین مسائل برای دیگران به نزدیکیشان به شخص مورد مثال بستگی دارد و می تواند برای آنها غیب یا علم محسوب شود و در نهایت خداوند متعال است که عالم الغیب و الشهاده است و همه چیز برای او شهود است و چیزی نیست که برای او غیب محسوب شود...

 

از زندگی خسته شده ام و احساس پوچی می کنم چه پیشنهادی دارید؟

شما به خوبی می دانید با غم و غصّه , و اظهار ضعف و افسردگى , ناامیدى و بى حرکت بودن هیچ مشکلى حل نمى شود. امتیاز عالى انسان و ملاک انسانیت او به اواست . هستى و حیات دو واقعیت خود را با خودت ثابت کن . دکارت فرانسوى مى گوید: یک وقتى به همه چیزبدبین شدم و در همه چیز حتى خودم و خدا شک کردم و به خودم گفتم فهمیدم پس دو چیز واقعیت دارد

 

در جهان پیشرفته با توجه به گستردگی اطلاعات و تجربیات بشری، قرآن چه نقشی می‏تواند در زندگی بشری و دهکده جهانی ایفا کند؟

نقش قرآن در زندگی بشری در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و حتی بین‏المللی، قابل دقت و بررسی است که به طور مختصر به بعضی از آنها اشاره می‏شود: یکم. انسان نیازمند ارتباط مستقیم با آفریننده و هستی بخش خود است. این ارتباط اگر چه از طریق مناجات و رازگویی درونی و قلبی انجام می‏گیرد؛ اما دسترسی به کلمات خود خداوند...

 

چگونه می ‏توان عدم تحریف قرآن را اثبات کرد؟ به تازگى قرآن به صورت تحریف شده در اینترنت آمده است! این اتفاق چگونه با آیه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» سازگار است؟

تحریف در لغت از ریشه «حرف» به معناى کناره، جانب و اطراف یک چیز گرفته شده و تحریف چیزى، کنار زدن و کج کردن آن از جایگاه اصلى خود و به سوى دیگر بردن است‏ا: محمد هادى معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ترجمه محمد شهرابى...

 

چگونه از وقت خود بهترین استفاده را ببریم؟ 

زمان از میان رفتنى است و نمى‏توان آن را پس انداز کرد. تنها مى‏توان آن را به روش‏هاى مختلف به بهره‏ورى رساند. وقت آن قدر ارزشمند است که خداوند به آن سوگند یاد کرده است. به قول برایان تریسى: «کیفیت زندگى شما به میزان بهره‏ورى شما از زمان بستگى دارد و این که کیفیت مدیریت زمان شما در استفاده بهتر از وقت چگونه است.»...

 

منظور ازدو بار مردن و دوبار زندگی چیست؟

در اینکه منظور از دوبار میراندن و دوبار زنده کردن چیست ،بین مفسران اختلا ف شده است. شاید بهترین نظریه در این باره نظر مرحوم علامه طباطبایی باشد که می فرماید : منظوراز میراندن در آخرین روز زندگی دنیا و زنده کردن در برزخ است


 
 
حکمت ها در سخنان بزرگان
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
 

حکمت ها در سخنان بزرگان

 

 سقراط : سعی در غیر موقع ، بدتر از کاهلی است.

 

*******************************

 

 سقراط : شیرینی یک بار پیروزی به تلخی صد بار شکست می ارزد.

 

*******************************

 

 علامه دهخدا : دنیا به امید بر پاست و آدمی به امید.

 

*******************************


 سعدی: به گرسنگی مردن ، بهتر از نان فرومایگان خوردن .


*******************************


 نظام وفا : دنیا به همت جوانان و تجربه پیران اداره می شود.


*******************************


 افلاطون : توقف در زندگی ، مرگ تدریجی است.


*******************************


 سعدی : رازی را که نهان خواهی ، با کس در میان منه.

 

*******************************

 

 سقراط: خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهی نیست.

 

*******************************

 

 سقراط: تفکر در عاقبت هر کار باعث رستگاری است.

 

*******************************

 

 ابن سینا: اگر قرار باشد که اصلاً تصمیم‏گیرى نکنید، چگونه مى‏توانید در آینده، به

تصمیمات بهترى برسید؟

*******************************

 

 

 خواجه عبداللَّه انصارى:به امید شانسْ نشستن، همان و در بستر مرگ خوابیدن، همان!

*******************************

 


 
 
رابطه دین و دموکراسی
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
 

رابطه دین و دموکراسی

 

مقدمه

سخن گفتن از رابطه دین و دموکراسی امری حساس، دشوار و دارای اهمیت زیادی است. زیرا علی رغم آنکه تمهیدات و زمینه‌های مناسب و مستعدی برای ظهور و شکل گیری این نوع نظام سیاسی در متن آموزه‌های دینی قابل شناسایی بوده، به این پرسش که آیا دین با دموکراسی سازگاری دارد یاخیر، پاسخ در خورداده نشده است. این مسأله زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم جامعه سیاسی افغانستان درحال حاضر دوران استبداد را که درآن گروه خاصی با برداشت سطحی و تحجرگرایانه ازاسلام اقتدارگرایی، پنداشتن مردم به عنوان رعایا و بالاخره حذف دیگران از صحنه رقابت و سیاست را وجهه همت خود ساخته بودند، پشت سر گذاشت است. نظام سیاسی موجود(جمهوری اسلامی افغانستان) مدعی فرهنگ نقد پذیری و تحمل مخالف، رهایی مردم از بندهای خودکامگی و استبداد، آزادی و برابری انسان ها، مردم سالاری، نظام دموکراتیک، ارج نهادن به نقش مردم در تنظیم و ساماندهی مناسبات زندگی اجتماعی- سیاسی و فراهم داشتن تمهیدات لازم برای مشارکت همگانی در عرصه تعیین سرنوشت جامعه است. بنابراین، ضرورت ایجاب می‌نماید تا آن دسته از عناصر دینی که بسترهای نظری پدیده دموکراسی را شکل داده و مبانی دینی ادعای فوق را تبیین و توجیه سازد مورد کندوکاو قرار دهیم.درباره سازگاری دین با دموکراسی تا کنون دیدگاههای متفاوتی ارائه شده است. برخی جمع میان آن دو را از سنخ جمع میان ضدین می‌دانند.[1] در مقابل، گروهی دیگر موضوع دین را غیراز موضوع دموکراسی دانسته و همواره بر این نکته تأکید دارند که بدلیل عدم احراز وحدت موضوع به عنوان یکی از شرایط تناقض، می‌توان از امکان سازگاری میان دین و دموکراسی سخن گفت.[2]

ماهیت دین و دموکراسی

اگر بخواهیم میان دین و دموکراسی هرگونه نسبتی(مثبت یا منفی) برقرارنمائیم، باید مقصود خود از دین و دموکراسی را کاملا روشن سازیم؛ زیرا دین و دموکراسی با قرائت های مختلفی همراه بوده است که تنها براساس پاره ای از برداشتها، می‌توان از امکان سازش میان آن دو سخن گفت.

الف) دموکراسی: در تعریف دموکراسی، روی یک تعریف جامع و مشترکی توافق نظر وجود ندارد. هریک از پژوهشگران دموکراسی را از منظر خاصی معنی کرده اند. برخی از تعاریف، عمدتا بر «روشی» بودن دموکراسی تأکید ورزیده و دسته ای دیگر آن را به عنوان «ارزش» مد نظرقرارداده است. گذشته از آن، برخی از دانشمندان، تعریف حداقلی از دموکراسی ارائه داده و آن را به مثابه نظامی که درآن حق گزینش رهبران سیاسی برای مردم محفوظ است، تلقی کرده اند. عده ای هم در حوزه گسترده تر، دموکراسی را به معنای مشارکت کامل و مستقیم همه اعضای جامعه در تنظیم و ساماندهی زندگی اجتماعی و امور سیاسی در نظر گرفته اند. در هر حال، آنچه در این پژوهش اهمیت دارد، تعریف ذیل می‌باشد:

« دموکراسی حکومت جمعی ای است که در آن، از بسیاری لحاظ، اعضای اجتماع، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، در گرفتن تصمیمهایی که به آنها مربوط می‌شود، شرکت دارند یا می‌توانند شرکت داشته باشند.»[3]

طبق این تعریف، دموکراسی بیشتر به مثابه روشی برای ایجاد حکومت کارآمد و مسؤول اهمیت دارد(دموکراسی نمایندگی) تا سپردن حکومت به توده ای مردم(دموکراسی مستقیم).

ب) دین: تعریف های ارائه شده از دین نیز فوق العاده فراوان است. برخی دین را شیوه و روش زندگی معنا کرده اند، که طبق این تعریف انسان کافر هم برای خودش دینی دارد. گروهی دیگر دین را تا حدی که تعلیمات آن علی الاصول برای حیات اخروی جهت گیری شده و حداکثر دخالت دین دراموردنیوی از این جهت که به زندگی اخروی بهتر کمک می‌کند بوده است، پائین آورده اند.[4]

مقصود ما ازدین آن چیزی است که براساس تعریف ذیل بدست می‌آید:

 « دین، مجموعه ای از احکام، عقاید و ارزشهایی است که از جانب خداوند، به منظور هدایت بشر و تأمین سعادت دنیا و آخرت او، بر پیامبر اسلام(ص) نازل شده است.»

مطابق این تعریف، اسلام دینی خردگرا، جامع و جامعه گراست که آموزه‌ها و تعالیم آن افزون بر روابط فردی و آن جهانی، بر مناسبات اجتماعی و زندگی این جهانی مردم نیز حاکم بوده و تمهیدات نظری مناسب را برای شکل گیری و ظهور نظام های مردم گرا و دموکراتیک فراهم آورده است.

با عنایت به تعاریف برشمرده برای دین و دموکراسی، اکنون سخن این است که چه راهکارهایی می‌توان برای اثبات سازگاری میان آن دو، ارائه نمود؟ در این خصوص راهکارهایی متعددی از سوی کسانی که در صدد جمع میان دین و دموکراسی برآمده ارائه شده که مهمترین آنها به قرار زیراست.

الف) گفتمان: در این شیوه، «اسلام» و «لیبرالیسم» به عنوان دو گفتمان تلقی می‌شوند که بررسی موضوع دموکراسی در درون هرکدام نتایج متفاوتی به بار می‌آورد. بنابراین، دموکراسی در گفتمان لیبرالیسم که مبتنی بر مبانی اومانیستی است، نمی تواند با دین سازگاری داشته باشد. اما دموکراسی در گفتمان اسلام به هیچ وجه مخالف اسلام نبوده و با ترمیم هایی می‌تواند با اسلام رابطه برقرار نماید.

ب) ظرفیت سنجی مفاهیم دینی: برخی از پژوهش گران غربی ضمن طرح موضوع «نسبت اسلام و پدیده‌های جدید»، بر قابلیت و توانمندی آموزه‌های دینی برای انطباق و سازگار نمودن خود با پدیده‌ها و شرایط جدید زندگی بشر تأکید نموده و بر این نکته اذعان می‌کنند که با توجه به مایه‌های قوی دموکراتیک در درون فرهنگ اسلام، قدرت انطباق و سازگاری آن با پدیده‌های جدید در سطح قابل توجهی قرار دارد[5].

ج) تفکیک قالب از محتوا: غالب دانشمندان، دموکراسی را به عنوان روش، قالب و ساختار در نظر می‌گیرند. بنابراین تعارض میان دین و دموکراسی در جایی متصور است که موضوع آن دو یکی باشد. از آنجا که موضوع دین، روح و محتوای حکومت بوده و دموکراسی از ساختار، قالب، نهادهای حکومت و نحوه توزیع قدرت حکایت دارد، یکی از شرایط تناقض که وحدت موضوع باشد لحاظ نشده است و لذا می‌توان گفت که اساسا میان دین و دموکراسی تعارضی پیش نمی آید.

به طور خلاصه سخن گفتن از رابطه دین و دموکراسی و امکان سازش میان آن دو، بر اثبات دو مسأله زیرمبتنی است.

 نخست آنکه دین و دموکراسی دارای معنای واحد و فراگیر نبوده، بلکه برداشت‌های مختلفی از آن دو ارائه شده است. به همین دلیل می‌توان براساس برخی از قرائت ها میان آن دو رابطه ای برقرار نمود. برای مثال دموکراسی به معنای حداکثری(دموکراسی مشارکتی/ مستقیم) افزون بر اینکه در جوامع مدرن و پیچیده امروزی امکان اجرایی ندارد، نمی تواند با قرائت سلفی گری، سطحی و تحجرگرایانه از اسلام و هم چنین برداشتی که دین را فاقد نظامات اجتماعی معرفی می‌کنند، نسبتی برقرار نماید. در مقابل دموکراسی به مفهوم نمایندگی - براساس نظریه نخبه گرایانه دموکراتیک ماکس وبر- نیز صرفا با برداشت تجددگرایانه که اسلام را دینی خردگرا، جامع و جامعه گرا معرفی می‌کند، می‌تواند سازگاری داشته باشد.

دومین مسأله ای که رابطه میان دین و دموکراسی بر منقح سازی آن استوار است، تلقی دموکراسی به عنوان «روش» و نه «ارزش» است. بنابراین، مباحث اصلی نوشتار حاضر حول محور اثبات دموکراسی نمایندگی به عنوان بهترین روش برای ایجاد حکومت کارآمد و اشتمال دین بر گزاره‌ها و آموزه‌هایی که از دل آنها می‌توان نوعی نظام های سیاسی دموکراتیک و مردم گرا استخراج کرد، سامان یافته است.

1- دموکراسی نمایندگی: اگرچه شیوه دموکراسی مستقیم دریونان باستان وجود داشته است اما بزرگترین اندیشمندان یونان باستان، یعنی افلاطون و ارسطو که اندیشه‌هایشان بیش ازدو هزارسال بر متفکران بسیاری درسراسرجهان تأثیر داشته است، مخالف حکومت توده مردم و طرفدار حکومت نخبگان سیاسی بوده اند. آنان به برابری همه مردم باور نداشتند و بر آن بودند که از آغاز بعضی برای فرمانروایی و دیگران برای فرمانبری زاده شده اند. افزون بر این دو اندیشمند، اکثریت نظریه پردازان نظیر پارتو، موسکا، ماکس وبر و بسیاری دیگر همانند افلاطون و ارسطو توده مردم را شایسته حکومت ندانسته و اقلیتی برخوردار از مهارت و تخصص یا نخبگان سیاسی را سزاوار فرمانروایی می‌دانند.[6]

ماکس وبر، برآن است که دموکراسی مشارکتی در جوامع بزرگ ناممکن است؛ زیرا گردهمایی میلیونها نفر به طور مستقیم برای گرفتن تصمیم های سیاسی امکان پذیر نیست و دیگر اینکه اداره جامعه بزرگ و پیچیده نیازمند تخصص و دانش است[7] و عامه مردم از دانش و توانمندی لازم بی بهره اند.

برای ماکس وبر، ارزش دموکراسی نمایندگی در آن است که اولا انتخاب رهبران سیاسی کارآمد را ممکن می‌سازد و ثانیا امکان آموزش این رهبران انتخابی را فراهم می‌سازد. بنابراین نظریه دموکراسی وبر یک نظریه نخبه گرایانه دموکراتیک است و حکومت نخبگان را اجتناب ناپذیر می‌داند.[8] از دیدگاه او انتخاب کنندگان عموما قادر به تشخیص خط مشی های مختلف نیستند و فقط می‌توانند از میان رهبران ممکن، دست به نوعی انتخاب بزنند.[9]

ژوزف شومپیتراز چهره‌های مهمی که نظریه وبر در مورد دموکراسی را عمومی نمود، می‌گوید که دموکراسی به معنای حکومت مردم نیست و نباید باشد؛ دموکراسی بیشتر شیوه ای برای رسیدن به مقام تصمیم گیری های سیاسی به وسیله مبارزه رقابتی برای کسب آرای مردم است.[10]

ژان ژاک روسو متفکر قرن هجدهم، که گرایش فراوانی به اجرای دموکراسی مستقیم داشت و آن را خالص ترین طرز تجلی اراده عام می‌دانست به موانعی اجرای آن وقوف کامل داشت به طوری که در نظریه «قرارداد اجتماعی» خود مصّرحا گفته است که برای اجرای قانون باید صاحب منصبان عالی مقام اقدام کنند نه مردم کوچه و بازار.[11]

در هرحال می‌توان گفت که یگانه شکل دموکراسی سیاسی موجود در جامعه امروزی، همانگونه که ماکس وبرو بسیاری از متفکران گفته اند، دموکراسی نمایندگی است که در مفهوم محدود مشارکت مردم در انتخاب زمامداران تجلی پیدا می‌کند.[12] چنانکه پیداست این نوع از دموکراسی می‌تواند با دین نسبتی بر قرار نماید.

2- دین: سازگاری و ناسازگاری دین و دموکراسی بستگی تام دارد به اینکه دین، دنیا و آخرت را دو بخش ازحیات انسان درنظر گیرد و از رابطه عمیق میان سیاست و دیانت سخن رانده باشد؛ زیرا «دین درون گرا، فاقد نظامات اجتماعی‌‌‌[و آموزه‌هایی که بتوانند به عنوان بستر های ممهد پدیده دموکراسی نقش ایفا کنند]، نمی تواند نسبتی(مثبت یا منفی) با دموکراسی داشته باشد»[13].

خداوند در قرآن می فرماید: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید، فیه بأس شدید و منافع للناس...(حدید 57/25)

می‌توان گفت که مهمترین رسالت انبیا تنظیم صحیح و منطقی روابط و مناسبات اجتماعی برمحور قسط و عدل ارزیابی شده است. به همین دلیل، اصلی‌ترین هدف انبیا و نزول کتابهای آسمانی، بویژه جهت گیری قرآن کریم تنظیم روابط انسان با انسانهای دیگر و با طبیعت و ساماندهی زندگی دنیوی آنان برمحور صحیح و عادلانه‌ و مبارزه با روابط ناصحیح و ظالمانه بوده است. بنابراین «اسلام دینی خردگرا، جامع و جامعه گراست که در چارچوب گزاره‌ها و آموزهای آن می‌توان نوعی نظامات اجتماعی دموکراتیک طراحی و ارائه کرد».[14]

در منابع دینی ما در ذیل عناوین متنوعی به لزوم اهتمام مسلمین به مسائل اجتماعی و مسؤولیت آنان در باره حاکمیت اسلامی و لزوم بهره مندی حکومت از آرا و نظریات آنها اشاره شده است.[15] مهمترین محورها و عناوینی که به صورت مبسوط درفرهنگ دینی مورد بحث قرار گرفته و در بحث حاضر می‌تواند بستر نظری پدیده دموکراسی به مفهوم مشارکت فعال مردم در انتخاب زمامداران را شکل داده و مبانی دینی آن را توجیه و تبیین نماید، عبارتند از: بحث مساوات و برابری(عدل)، مبحث النصیحة للائمة المسلمین، نظارت بر حکومت اسلامی، شورا، امر به معروف، تعاون، بیعت، رضایت عمومی و...[16]

شورا و مشورت، یکی از آموزه‌های دینی است که فرهنگ اسلامی بر آن اهتمام ورزیده است. مشورت به مفهوم تبادل آرا و افکار به منظور دست یابی به رأی صواب یا صواب تر، یکی از وظایف حکومت اسلامی و کارگزاران نظام دینی است. بدون تردید عینیت و تحقق چنین آموزه ای با مبحث دموکراسی نمایندگی رابطه عمیقی خواهد داشت.[17]

هم چنین مبحث نصیحت و نظارت خود جلوه‌هایی از مشارکت سیاسی و بیانگر این گمانه است که در فرهنگ اسلامی نه تنها موانعی بر سر راه مشارکت فعال افراد درعرصه سیاست و تعیین سرنوشت جامعه به چشم نمی خورد بلکه به لحاظ نظری نیز تمهیدات و زمینه‌های لازم برای این امر در دل آموزه‌ها و تعالیم دینی تعبیه شده است.[18]

برخی از پژوهشگران غربی، نظیر جان اسپوزیتو و جان تاول نیز در باب مناسبات اسلام و دموکراسی، در مقاله ای ضمن طرح این پرسش که «آیا دموکراسی با تجدید حیات اسلام سازگار است یا خیر؟»، اظهار می‌دارند که این امر در شبکه مفاهیم دینی و متناسب با زبان و محتوای دین قابل بازسازی است.[19]

تحلیل و جمع بندی

همان گونه که پیشتر گفته شد برخی دانشمندان دموکراسی را به معنای نظام سیاسی می‌دانند که مردم در آن سالار هستند و در رأس حکومت جای دارند. خواست آنها ملاک مشروعیت نظام و قوانین مصوب آن است. از دید اینان، دموکراسی هرگونه محدودیت در حکومت و دخالت در آن را به خواست انسان منحصر می‌کند و از پذیرش هرگونه دخالت غیر انسان در سرنوشت وی ابا دارد.

دموکراسی بدین معنی تعارض کامل با دین دارد و جمع میان آندو در حقیقت جمع میان ضدین است چرا که اسلام منبع مشروعیت نظام سیاسی را فقط خداوند می‌داند. مشروعیت در اسلام امر واقعی و حقانی است و حقایق با خواست های مردم متحول نمی شوند و لذا کسانی حق حکومت دارند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طرف خداوند مأذون باشند.

چنانکه قبلا نیز یاد کردیم، برداشت «ارزشی» از دموکراسی، در واقع همان تلقی کلاسیک است که در یونان باستان نیز وجود داشته است. دموکراسی به این معنا به دلایل مختلف از جمله غیر عملی بودن، تخصصی بودن سیاست و حکومت که توده مردم از آن بیگانه هستند، کارنامه بدی که دموکراسی توده ای و کنترل نشده از خود به جا گذاشته و... طرفداران خود را از دست داده است. امروزه گرایش غالب در میان متفکران، جانبداری از معنای دوم دموکراسی است.

دموکراسی درمعنای دوم به نظامی اطلاق می‌گردد که در آن حقوق مردم محترم شمرده می‌شود. نظامی است آزاد و ضد استبدادی، در آن مردم در گزینش برخی از مسؤولان و زمامداران نقش دارند، قانون مانع اعمال سلایق شخصی بوده و سرانجام نظامی در خدمت آحاد جامعه است. دموکراسی بدین معنی نه تنها بر خلاف اسلام نیست، بلکه به راحتی از متن آن قابل استخراج است. در تلقی دوم، دموکراسی به مثابه «روشی» است که با انواع فرهنگ ها و نگرشها قابل جمع می‌باشد.

ماهیت دموکراسی سیاسی به عنوان مجموعه ای از شیوه‌ها و رویه‌ها، آن را قادر می‌سازد که خود را با بسیاری از نهادهای سیاسی و اجتماعی تطبیق دهد. آن طور که تجربه نشان داده است نظام دموکراسی با اشکال حکومت جمهوری، پادشاهی، نظام های دو حزبی و چند حزبی، دولت رفاه و با انواع مختلف اعتقادات مذهبی و غیر مذهبی و... سازگار می‌باشد[20].

بنابراین موضوع دین غیر از موضوع دموکراسی است. موضوع دین روح و محتوای حکومت و خط مشی آن است در حالی که دموکراسی از ساختارها و نهادهای حکومت و نحوه توزیع قدرت حکایت می‌کند و در واقع بحث از دموکراسی بحث از کارآمدی نظام سیاسی است. بعد از آنکه در مبنای مشروعیت اتخاذ نظر می‌شود، نوبت به این بحث می‌رسد که چگونه می‌توانیم براساس این مبنا یک نظام کارآمد بسازیم؟

اسلام به عنوان دین جاودان، جامع و جامعه نگر که هرگز با استبداد قابل جمع نیست، با برخی از قرائت های دموکراسی سازگاری دارد. در اسلام حقوق مردم به رسمیت شناخته شده و بین مردم و کارگزاران نظام دینی حقوق متقابل برقرار است. مردم در گزینش زمامداران به طور مستقیم یا غیر مستقیم و هم چنین نظارت برعملکرد آنها و... نقش اساسی ایفا می‌کنند.

خلاصه آنکه دموکراسی تحت تأثیر فرهنگ ها، آداب و رسوم قالب متناسب با آنها را پیدا می‌کند. همچنانکه دموکراسی در ترکیبش با فرهنگ لیبرال، دموکراسی لیبرالی را تشکیل می‌دهد و می‌تواند با ترمیم هایی، ساختار حکومت اسلامی را عملیاتی کند. وقتی دموکراسی در قالب حکومت دینی قرار گیرد، تحت تأثیر آن بازسازی می‌شود و شکل متناسب با دین به خود می‌گیرد. از نظر جامعه شناسی سیاسی این نوع نظام سیاسی در جایی می‌تواند به اجرا در آید که اکثر جامعه مؤمن به دین باشند.

نتیجه

مباحث پژوهش حاضر بر محوریت پاسخ به این پرسش که آیا دین با دموکراسی سازگاری دارد یا خیر؟ سامان یافته است. در ابتدا مقصود خویش از دین و دموکراسی را روشن ساخته ایم. براساس دلایل مختلف دموکراسی تنها به مثابه روشی برای ایجاد حکومت کارآمد و مسؤول(دموکراسی نمایندگی) و نه سپردن حکومت به توده مردم، قابل اجراست.  هم چنین دین به معنای مجموعه ای از معارفی است که از رابطه عمیق میان سیاست و دیانت، حکایت دارد. دین به این معنا مشتمل بر آموزه‌ها و گزاره‌هایی است که تمهیدات لازم را برای پدیده دموکراسی به مفهوم مشارکت فعال مردم در گزینش رهبران سیاسی فراهم می‌آورند.سرانجام براساس نظریه نخبه گرایانه دموکراتیک ماکس وبر که دیدگاه حداقل گرایی نسبت به دموکراسی ارائه کرد و حاکمیت ویژگی های دموکراسی مستقیم در جوامع مدرن را رویایی بیش نمی دانست[21]، می‌توان پذیرفت که دین نه تنها مخالفتی با دموکراسی ندارد بلکه دموکراسی با ترمیم هایی(تعیین سرنوشت جامعه مطابق موازین اسلامی) می‌تواند قالب برای حکومت دینی قرار گیرد، ساختار آن را عملیاتی کند، بسترهای نظری حضور مردم در انتخاب زمامداران و هم چنین نظارت بر عملکرد آنان را فراهم سازد. به طور خلاصه سازگاری دین با دموکراسی بیانگر این نکته که مشروعیت ذاتی حاکمیت در حکومت دینی، ناشی از اراده الهی بوده اما دولت دینی از لحاظ ساختاری و رفتاری، مردم گرا و متکی به مقبولیت مردمی است، خواهد بود.


 
 
 
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۳
 

 

 

مکاتب و مدارس : متئسفانه در مناطق "پشی" در چند دهـه جنگ مکاتب نمیه فعال بـوده است

 

 

که خو شبختانه  در سالهای اخیر، مـردم میل و اشتیاق زیـاد به تعلیم و معارف پیدا کرده است.

مکاتب هـا و اموزشگاه هـا فعالیت و نتیجه خوبی داده است. مناطق"پشی" داری  دو تـا خوزه

علمیه، پنج تا لیسه ( دبیرستان) و چـهـار تـا مکتب متوسطه و ابـتـدایـه میباشد، کـه سه تـا از

لیسه هـا و مکاتب متوسطه در سال هـای اخیر در اثر سعی و تـلاش مردم به کمک و پشتبانه 

دولت جمهوری اسلامی افغانستان تأسیس شده است. دو تا خوزه علمیه مناطق " پشی" که در

سالهای قبل خوشبختانه نتیجه و دست اورد خوب و تحسین امیز داشته اند، ولی دراین سالهای

اخیر متئسفانه بـه خاطر نبود طلبه و محصل و شـروع شدن مکاتـب، در فصل بـهار و تـابستان

 تعطیل و در فصل زمستان شروع  به فعالیت میکند.

وضعیت صحی و درمانی : در منطقه "پشی " بیشتر از 6500 فـاملی زندگی میکند که یکی از

مناطق ولایت غزنی میباشد، که تا کنون از طرف صحت عامه، و دولت کدام توجه قابل ملاحظه 

صورت نگرفته است، و برای دولت  کدام بهانه نیست که از نقطه نـا امن ایـن ولایـت و کــشور

محسوب شود.

مر کز صحی و درمان مناطق"پشی" شفاخانه (کلینک) که در قریه جاکه موقعیت دارد، در سال

 1381 تـوسط  دولت جـمهوری اسلامی افغانستان بـه همکاری USAID ساختمان پـر مصرف

اعمار شدنــد، انطوریـکه ساختمان ایــن شفاخـانـه ساخته شـده انـد، در ابـتــدا از طــرف دولت

و صحت عامه عزنی، گفته شده بـود کـه ایـن شفاخـانه دارای خدامات جـراحی، داخـله، ولادی،

شعبه عاجل، و لابراتوار مجهز میشونـد، و ساختمان ان طبق همین بخش ها درست شده است

ولی متئسفانه در حال حـاضر گفته میتوانم کـه ساختمان ان بـدون استفاده مانـده است،

 

برگرفته شده از بلوگفایی دوست عزیزم اقایی رحمانی جاکه


 
 
گزارش و معلومات کامل در باره " پشی"
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٢
 

قریه های مناطق" پشی" :

قریه تاله قندی: که در شمال شرق"پشی" واقع شده هم مرز بـه قریه  دوره، و چهل دختران

میباشد،طرف شرق ان دشت خاک خوجه،واقع شده وآب رفت ان بطرف چهل دختران میباشد.

قریـه علیاد: قریـه علیاد بـه شکل مستطیل مـانـند ازسمت شمال شرق، از کـوتل خاک خـوجه 

بطرف مرکز"پشی"(جاکه) واقع شده که طرف شمال اش میرادینه،طرف شرق ان تاله قندی و

قابجوی، طرف  جنوب اش جاکـه، و طرف غرب اش سلسله کوهـای بـین پشی و زردگ واقع

شده است.اب های فصلی قریه علیاد به رود خانه جاکه سرا زیر میشود.

قریه قندی: قندی یک جای  مدور مـانند است، کـه در وسط علیاد وجاکه دریک جای نسبتاً بلند

واقع شده است. که  طرف غرب ان قریه سیابوطه واقع شده است.

قریـه جاکه: درواقـع گفته میتوانم که جاکه در قلب" پشی "مـوقعیت دارد، حالت مثلث مانند را

به خود گرفته است. که ازطرف شمال بطرف جنوب اقع شده است، یک نقطه پیوند بـرای تمام

مناطق" پشی" میباشد،کـه طرف شرق ان قابجوی،طرف شمال ان علیاد و قندی، طرف شمال

غرب ان سیابوطه سرقول، طرف غرب ان پایچلگه، وطـرف جنوب ان قـریه شبّخیر واقع شده

است. اب جاکه همرای اب های علیاد، پایجلگه، وقابجوی یک جـا شده بـه رود خانه شبّخیر و

بوپال سرا زیر میشوند.

قریـه قابجوی: قـابجوی بـه شکل مستطیل مـانـند از طـرف شرق بـطرف جـنوب واقـع شده کـه

طـرف شـرق ان چهل  بـاغتوی اوقی، و پشی از تــوابـع ولسوالی جـاغـوری، طـرف شمال ان

تـالـه قنـدی، وعلیاد قــرارد دارد، طـرف غــرب ان جـاکه و طـرف جـنوب اش قــریـه، رود بـار

شبّخیر واقـع شـده است، و جـریـان  آب ان بــه رود هــای شبّخیر و بــوپـال سرا زیــر میشوند.

قریه شبّخیر و بوپال: قریـه، رود بار شبّخیرو بوپـال در قسمت جنوب شرق" پشی" واقع شده

هم مرز با هیچه و غوغه  از توابع  ولسوالی جاغوری میباشد.

قریه سرقول، سیابوطه و پـایجلگه: ایـن قریه ازمرز  پیک از طـرف شمال بطرف جنوب واقع

شده کـه طـرف شرق ان جـاکـه و طــرف غـرب ان نـاوه مـوقعیت  دارد ، اب ان بـطرف جـنوب

جریان دارد.

قریه زنگر و ناوه: زنگر و ناوه ازطرف غرب بطرف شرق امتداد یافته اند، گفته میتوانم یکی

ازوسیع ترین  مناطق" پشی" است. که سمت شمال ان کـوه بلند بـاد اسیا و پیگ، طـرف غرب

اش قریـه دادی، طـرف جنوب ان دایـبـرکـه و کـوهـای بلند خـار قرار دارد. اب رفـت ایـن قـریه

به طرف جنوب شرق یعنی پایجلگه  است.

قریه دادی: این قریـه در غربی تـرین قسمت" پشی" قــرار دارد که از طرف شرق بـه زنگر و

ناوه متصل، و از طرف غرب بـه قـریـه  شیرداغ همجوار است، طرف شمال ان کـوهـای پیگ

از مربـوطه ولایت ارزگان و طـرف جنوب ان تـوسط کـوهـای  بلند حصار شده  است، اب رفـت

این قریه بطرف غرب یعنی شیرداغ میباشد.

قریه دایبرکه: قـریـه  دایبرکه، در جنوبی ترین قسمت" پشی" نسبتاً در پشت  کـوهـای بلند مثل

کوه خار، و باد نـاوه واقع شده که به چشم نمی خورد، هم مرزبـا قریه غوغه وهیچه از توابع

ولسوای جاغوری میباشد.

کوه های مشهور: منطقه "پشی" چون سائیر هزاره جات کوهستانی است، انباشته از کوه ها،

کـوهپایه است، که به تعداد از آنها اشاره میشود.

کوه خار: کوه  خـار یکی از  بلند و  مشهور  تـرین  کـوه یـا قـله، در سطح "پشی" بــه حساب

می آید. این کـوه درمـرکز "پشی"موقعیت دارد، کـه طرف شرق آن شبّخیر، طـرف شمال شرق

آن قریه جاکه و پایجلگه، وسمت شمال آن نـاوه، طرف جنوب غـرب آن دایبرکـه وطرف جنوب

آن قریه غوغه وهیچه موقعیت دارد. گفته میتوانم، این کوه  کاملاً از سنگ پـوشیده شده است

کـه از طرف شرق بطرف غـرب، واقع شده  تـا شیرداغ و حسینی امتداد یافته است. کـه  داری

بعضی جنگلات مثل شلبی، ارغی، و داری انـواع بـوطه هــا وعلف هـای یـونـانـی  میباشند. در

زمـان هـای قبل  ایـن کـوه دارای  یـک مقـدار جنگلات زیـاتر  بـوده انـد، که در اثر اذدیاد شدن

نفوس جنگلات این کوه رو بـه نـابودی است. کوه  خار قبل از جنگ های داخلی یـکی از مکان

های امن بـرای حیوانـات مثل آهـو بـودنـد، کـه در سالهای 1368 حـزب اسلامی در بلند تـرین

قله این کوه قـرارگاه  داشتند که متئسفانه در مدت  زمان در اثر جنگها در ایـن کوه، اهـو های

آن محاجر شدند که از آن به بعد آهو به چشم  نمی خورد و در گزر سال بعضی  وقت هـا مسیر

عبورآهو میباشد.

کـوه قـرخ : همانطوریکه  از اسم اش معلوم است یکی از سعب الـعبور و  مشهور تـرین کـوه

ها در منطقه "پشی" به شمار می اید.این کوه در وسط قریه جاکه و پایجلگه موقعیت دارد،که

طرف شرق ان جاکه و طرف غرب ان پایجلگه قرار دارد، ایـن کوه نه چندان دارای جنگلات و

بوطه است ونه خالی از بوطه وعلف است،کوه قرخ یکی از کوه های است که در تمام "پشی"

سرشار از چشمه سارها و چشمه های فراوان میباشد.که از چهار طرف این کوه چشمه ها و

آبهای فراوان بیرون می آید،که از این اب ها برای زراعت و آب یاری زمینها استفاده  میشود.

کوه باد آسیا : این کوه هـم یکی از قـله هـای بلند منطقه "پشی " است. به نقل ادمهای قدیم  در

سری این کوه  آسیاب بـادی بودند که نسل هـای قدیم از ان آسیاب استفاده میکرده بـودنـد، ایـن

کوه  نقطه مشترک بین "پشی" و منطقه پیک از تـوابع ارز گـان خاص است، کـه طـرف جنوب

غرب ان زنگر و دادی، و سمت شمال آن منطقه پیک میباشد.

کوه توب: همانطوریکه گفته شده این کوه حالت توب مانند را دارد، که طرف شرق و جنوب آن

علیاد، طرف  شمال غرب آن زردگ موقعیت دارد، این کو یک نقطه بلند و مشترک بین " پشی"

وزردگ میباشد، و دارای انواع جنگلات، بوطه ها، بـوده است. کـه دراثـر استفاده از  جنگلات

برای مواد سوخت و نبود محافظت و مراقبت  از جنگل ها، این جنگلات رو به نابودی است. در

بالای ایـن کوه زیـارت بنام (زیارت شاه ولایت ) موقعیت دارد، که مردم بخاطیر زیارت در فصل

های بهار،تابستان، و خزان میرود.در پاین ایـن کوه چشمه بنام ( کته چشمه) قرار دارد، که از

دل ایـن چشمه  اب بـا صفا و زلال بیرون می اید، که زوار ها از آب این چشمه استفاده میکند.

کوه امام زاده :این کوه یک نقطه سه بعدی مشترک بین قریه علیاد، مرادینه، و زردگ میباشد.

که سمت جنوب ان علیاد،طرف غرب آن زردگ،و طرف شمال شرق آن مرادینه مو قعیت دارد.

دراخرین نقطه این کوه در ضمن اینکه یک زیارت است، یک جای تفریحی و دیدنی میباشد، که

معمولاً در فصل های بهار، تـابستان، و خزان، مردم انجا میرود، بـه نقل پشین هـا زیارت امام

زداه است، که توسط کافر ها شهید شده است. این کوه دارای بعضی اثـار بـاستانی میباشد، که

درسالهای اخیر کشف شده است مثل خانه های سنگی و خشتی، و کـوزه های سفالی به اندازه

خورد و بـزرگ که انسان بـه  راحتی میتواند  داخل اش جـا شود، در حال حاضر  در بـالا تـرین

نطقه ایـن کوه انتن شبکه مخابـراتی  MTN قـرار دارد، کـه در تمام ساحله مـالستان تنها  انتن

مخابراتی است که نیمه و نصفه ولسوای مالستان را تحت پوشیش انـتن دهی قـرار داده است.

ایـن کـوه در فصل بهار و تـابستان  پـوشیده از عـلف بنـام غیغو میباشد کـه  از ان بـرای تغزیه

گوسفندان در فصل زمستان استفاده میشود.

کوه اله : اله یعنی ابـزار مهم و اساسی، این کوه هم یک نقطه استراتیژیکی ،اساسی و دامنه

دار میباشد، که بلند ترین و  بزرکترین کوه در سطح " پشی" میباشد،که تمام " پشی" و بعضی

مناطق دیگر را مثل مالستان،جاغوری و ارزگان خاص راتحت تسلط خود دارد، این کوه دارای

انواع پرنده ها و مرغها میباشند. که یکی  از کوه های زیبای "پشی" بودند، کـه متئسیفانه  در

سالهای پیش از اثر تصادم الماسک بـه ایـن کوه قسمت ان تخریب شده کـه از زیبای ان کاسته

شده که  بعد از ان خلی جالب بنطر نمی رسد، نقطه که الماسگ برآن بر خورد کـرده به سادگی

مشاهده و دیـده میشود کـه یکطرف ان تـخریب  و پـایـن ریخته است. ایـن کـوه مملو از گیاهان

وبوطه های کمیاوی میباشند، که در زمان های پیش یکی از محل هـای امـن برای  زیست آهو

بوده است، که در اثر جنگ ها ی داخلی آنها به سر زمین هـای دور فراری شده اند.

کـوه جغال : ایـن کـو هم کـه یکی از کـوه هـای مشهور در جـغرافیـای پشی میباشد، کـه در بین

قابجوی، وچهل بــاغتوی پشی و اوقی مـوقعیت دارد، کـه بعضی از جـاهـای ایــن  کــوه تـوسط

سنگ های بلند امتداد یـافته، پوشیده شده است. و مملو از بــوطه هـا چنگل هـا بـوده است، که

بهترین چراگـاه  بـرای حیوانـات و حیات  وحش  بـوده است. کــه در سالهای قــبل از جنگ مثل

سائیر کوه هـا رمه هـای از اهـو و باقی حیوانـات در انجا زنـدگی  میکردنـد. و در ایـن سالهای

اخیر خلی کم مشاهده  میشود  کـه در معرض شکار شکار چیان  قرار میگرد. وبـا نبـود تـوجه

به جنگلات،این کوه، روز به روز در جریان خطر میباشد، که اگر اقدام صورت نگیرد ایـن کـوه

و باقی کوه ها عاری از جنگلات و نباتات خواهد شد.

راهـای مـوا صلاتی مناطق پشی : منطقه"پشی" از چـهار سمت و از شش نقطه (کوتل) مسیر

ارتباطی با ولایات و ولسوالی های هم جوارشان دارند که با همسایه های شان میتواند رفت و

امد داشته باشند. که از سمت شرق منطقه شبّخیر را از خمیده گی  بنام  کوتـل قبرغـه بـه چهل

بـاغتوی پشی  و  ولسوای جـاغوری  وصل مکیند، و دیـگر کـوتــل شامنصور کـه یکی از بلند

ترین و مهم ترین راه های مـواصلاتی  است که  عبور مرور موتـر ها نظر بـه دیگر راه هـای

منطقه پشی زیاد تر میباشد، که ایـن سرک منطقه قـابجوی "پشی" را بـه چهل بـاغتوی اوقی؛

و  ولسوای جـاغوری و مـرکز غزنی وصل میکند. از طـرف شمال منطقه "پشی" از دو کـوتل

و سرگ بـه مـرکز ولسوالی مـالستان وصل میشود، یـکی کوتــل سبز دره، کـه منطقه علیاد را

بـه  زردگ  وصل میکند، و دیگر  کوتـل  خـاک  خـوج  کـه یکی از جـاده هـای مهم مواصلاتی

منطقه " پشی" است، کـه بـه مـر کز  ولسوای مـالستان وصل میشود. سرگ" پشی" از طرف

غرب بـه منطقه شیرداغ حسینی وصل میشود، این سرگ بـه ولایت ارزگان  امتداد پیدا میکند.

رود خانه های "پشی": در عموم گفته میتوانم که مناطق"پشی" دارای  رود  خانه ها و جلگه

های فصلی و دائمی میباشد.که اراضی "پشی" آبی بوده و توسط رودخانه ها و چشمه سارها

و قسمت کمی کـاریـز، آب یـاری  میشود. که  این  رود خانه ها  تاثیرات عمده و حیاتی  را در

راستایزند گی این مردم اورده است. از آب این رود خانه ها برای آب یاری و زراعت، و تولید

بـرق استفاده  میکنند. در حدود (65%) مـردم  در سه فصل سال از بـرق ابی استفاده میکنند.

 

 

بازار مناطق"پشی" : منطقه "پشی" دارای سه بازار  میباشد که طرف شرق، و مرکز"پشی"

و طرف غرب منطقه "پشی" واقع شده است. بـازار قابجوی که طـرف شرق" پشی" واقع شده،

در همین سال های اخیر افتتاح شده است کــه حـدوداً 30 مغـازه در انجـا میباشد. بـازار نـاوه و

زنگر، کـه نسبتاً  بـطرف غرب واقـع شده است، در حـدود 100مغـازه در ان فـعـالیت دارد، کـه

مغازه های خوراکه فروشی وغیره... در ان فعالیت دارد. بازار جاکه که در مرکز "پشی" واقع

شده است نسبتاً شلوغ  تـر و پـر  جمعیت تـر است و بیشتر از 200 مـغـازه در ان فـعالیت دارد.

در ایـن بـازار یک کلینک صحی درجـه دو قـرار دارد، که طبابت اولیه، و تطبیق واکسین در آن

صورت مگیرد، دارای چندین  دواخانه، مخابرات، خدامات کامپیوتری،عکاسی، نجاری،خیاطی،

مـوتـر سکلیت سـازی، مـیـوه فـروشی، خـوراکـه  فـروشی، تـانـگ تـیـل، قصابی، جـوشکاری،

آهنگری، ساعت سازی، و غیره ... فعالیت دارد، در وسط و میانه ایـن بـازار یک خوزه علمیه

است که ساختمان ان دو طبقه است، که توسط مردم ساخته شده است.

آب و هوای مناطق"پشی": مناطق "پشی" در فصل هـای بهار و تابستان نهایت، هوای خرّم و

مصفّا و دل ربـا دارد، که در ابـتـدای فصل بـهار بـاران میبارد، در فصل تـابستان بـعـضی سالها

بـاران بی موسم موجب سیلاب گردیده و خساراتی را بـه بـار می  آورد. در فـصـل خـزان، هـوا

کاملاً سرد میشود، همرا با باد، گفته میتوانم که هوای سرد و بری دارد. برگ هـای درختان در

ایـن فصل سال میرزد. در موسم زمستان در مـناطق سـرد سر "پشی" تـقـریـبا 180 سانتی متر

بـرف میبارد. و تـقریبا بعـض سالها در مدت دو مـاه در فصل زمستان مـوتـر هـا (ماشین ها) با

ولسوای هم جوار شان  رفت و امد کرده نمی تواند.

 

جمعیت و رشد آن : منطقه"پشی" با وجود محاجرت زیاد،به مناطق دیگر، در حدود ۶۵۰۰هزار

هزار فاملی در ان سکونت دارد. و تعداد  زیاد از ساکنان این سر زمین  در دولت ها و مناطق

دیگر، چـون ایـران، پـاکستان، و دولت هـای دیگر و شهـر هـای افغانستان چـون (کابل،غزنی،

هرات، مزارشریف، قندوز، لشکر گاه، ارزگان، و سنگ ماشه و غیره ...محاجرت کرده است.


 
 
معرفی «پشی» زیبا
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٢
 

مقدمه 

ازآن جا که نام این وبلا گ «پشی » است وپشی  درعین حال که اسم یکی ازگروهها وطوایف نژاد هزار ه درافغا نستان  می باشد (دراین باره انشاالله در آینده خواهیم نوشت) منطقه‌ی که این قوم درآن ساکن است نیز به نام  «پشی» یاد می شود؛ همچنین به احتمال زیاد بعضی ازباز دیدکنندگان محترم این وبلاگ اطلاعی از وضعیت جغرا فیایی ـ اجتماعی فر هنگی و ... آن سا حه ندارند ازاین رو تصمیم گرفتم که (به خواست خدا) به معرفی آن   ( هر چند مختصر )  به خوآنند گان وباز دید کنند گآن مشتاق وعلا قمند به این نقطه از سر زمین افغا مستان بپردازیم .

امید واریم این نوشتار مقدمه و آغاز ی با شد برای معر فی جامع وکا مل  این خطه‌ی قهرمان پرور  توسط افراد آگاه وبا ذوق واهل قلم .

 از نویسند گان وپژوهشگران ارجمند که دراین موضوع تحقیق کرده واطلاعاتی در اختیار دارند تقا ضا داریم که مارا در انجام این امر مهم یاری نموده وعیوب وکاستیها ی این مختصر ر با ارا ئه ی معلومات واظهار نظرها ونقادیی ها ی عالمآنه وسازنده یی خویش مر تفع سازند.

 هدف از معرفی

 آگاهی از اوضاع فرهنگی ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ اجتماعی  جغرافیایی و ... یک منطقه ونیز شیوه زندگی مردمان آن صرف نظر از اینکه دانش ومعلومات مارا در باره یی آن نقطه ا ز کشور افزایش می دهد  ممکن است در امر برنامه ریزی واقدامات عمرانی وانکشافی دولت برای آن ناحیه موثر واقع شود. براین اساس ما در انجام این کار دو هدف را مد نظر قرار داده ایم:

 1.      افزایش سطح آگاهی آندسته از جوانان  دانشجو یان و افراد که ازقوم پشی اند اما بر اثر سا لها دوری از وطن و مهاجرت به کشور ها ی مختلف جهان اطلاعات کاملی از اوضاع وشرا یط جدید وسابقه‌ی فرهنگی وتاریخی ونیازها وتوانمندیهای آن سامان ندارند ولی علاقمند به سر نوشت قوم،  وطن و زاد گاه آبا واجدادی خویش هستند ودوست دارند در فرایند توسعه وپیشرفت کشور ومنطقه سهیم باشند ونیز معرفی آن برای آن گروه ازمخا طبان وباز دید کنندگان محترم این وبلاگ  که مایلند در این زمینه تحقیق کند و اطلاعاتی را بدست آورند.

 2.شناخت وبازگویی گره ها، آسیب هایی اجتماعی، معضلات ونابسامانیهای فرهنگی وآموزشی، تنگنا ها ومشکلات اقتصادی ومعیشتی وبررسی مطالبات ونیازهای اصلی مردم ونیز معرفی فرصتها توانمندیها وسرمایه های موجود درآن خطه درابعاد گونا گون علمی فرهنگی  اقتصادی و...وانعکاس آن به مسؤلان ودست اندر کاران مربوطه در دولت.                                                                                                       در اینجا لازم می دانیم دوباره به این نکته اشاره کنیم که بدون شک دستیابی به اهداف فوق که یکی از آرزو وآر مانهای دیرینه‌ی ما ومردم ما به حساب می آید ومی توان آن را از اهداف بلند مدت به شمار آورد بدون مشارکت فعال وراهنمایی عالمان  نخبگان  دانشجویان وبزرگان قومی وملی که در این موضوع صاحب نظر واهل اطلاع اند  میسر نخواهد شد. از این رومابه صراحت اعلام می کنیم که این کار تنها آغاز وشروع گام نهادن در مسیر طولانی وپر پیچ وخمی است که پیمودن آن بدون همیاری کمک وپیشنهاد ونقدهای راهکشا ودلسوزانه‌ای شما سروران وبزگواران ممکن نیست 

 موقعیت جغرا فیا یی

«پشی» (به فتح اول و کسر ثانی!)  . منطقه‌ی به شکل تقریبا مثلث که در مجاورت ولسوالی جاغوری  ( ازتوابع ولا یت غزنی) واقع شده وفاصله‌ی کوتاهی با ولا یت ارزگان دارد ودر تقسیمات اداری دولت، بخشی از آن جزء ولسوالی جاغوری وقسمت عمده ای آن جزء ولسوالی مالستان به شمار می آید 

 «پشی» ناحیه ای کوهستانی با مناظر زیبا ودیدنی وخطه ای سر سبز ـ مخصو صا در ایام بهار وتا بستان ـ ودیار مرد مان نجیب، سختکوش، شجاع، صادق وصمیمی می باشد.

 این منطقه از شرق وشمال شرق به ولسوالی جاغوری واز غرب به منطقه ای شیر داغ واز شمال به میرادینه ( مر کز ولسوالی مالستان) وسبز دره وازجنوب به منطقه‌ای هیچه وزمین شیرداغ محدود است.

 «پشی» منا طق وقریه های مختلفی دارد که اطراف آن واطراف هر یک ازمنا طق را رشته کوههای نسبتا مر تفعی به شکل حصاری استوار احاطه کرده اند که این وضعیت دردوران بحرانی ونا امنی یک امتیاز بحساب می آید ومنطقه را برای مهاجمان تسخیر ناپذیرقرار می دهد وهر یک از کوهها درمیان مردم نام، مخصوص خود را دارد. آب وهوای این منطقه در فصل خزان وزمستان سرد وبرفی ودرفصل بهار معتدل وکوهستانی ودر فصل تابستان نسبتا گرم وخشک می باشد.

 برف های زمستان وباران های بهاری باعث خرمی وسر سبزی کوهها ودامنه ها وسرازیر شدن آب قنات وچشمه ها از دل کوه در نهر و جلگه هایی آب می گردد که آب شرب وزراعی مردم را تأمین می کند.

 بسیاری ازکوهها وتپه های این منطقه در اکثر فصول سال پوشیده ازسبزه، چمن، علف وگیاه است که منظره‌ی دل انگیزی را پدید می آورد. زمین های هموار ودامنه هایی تپه وکوه برای کاشت وبرداشت محصولات زراعی وباغی وساخت خانه های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.

 مشاغل مهم مردم عبارتند از: کشاورزی، دام پروری، تجارت وبرخی شغل های مر تبط با اینها.

 ازمیان محصولات زراعی وباغی این منطقه می توان به محصولات ذیل اشاره کرد:گندم، جو، عدس، گردو، زرد آلو، سیب، سیب زمینی و...

 جمعیت

چنانکه همه می دانیم  افغانستان از زمان تجاوز ومداخله‌ی مستقیم نظامی وسیاسی امپرا طوری مضمحل شده‌ی! شوروی سابق سالهاست که دستخوش نا آرامی، جنگ، خشونت ودرگیری بوده وبا بحرانهای مزمن وفراگیر سیاسی اجتماعی واقتصادی روبرو می باشد ودرآن حکومت ودولت مقتدر ونیرومند که تمام بخش های کشور را تحت اختیار وکنترل خود داشته باشد ونهاد وسازمانهای دولتی مشغول انجام وظیفه وخدمت رسانی به مردم باشند وجودندارد. درنتیجه در افغانستان طی چند دهه‌ی اخیر دولت توفیق انجام آمارگیری ازجمعیت مردم را پیدا نکرده است! براین اساس فعلا آمار رسمی ودقیق ازنفوس مردم افغانستان دردست نیست. منطقه ما هم از این قاعده مستثنی نمی باشد!  یعنی آمار رسمی ازتعداد جمعیت آن وجودندارد. با این وجود اما برخی افراد ومنا بع غیر رسمی مدعی آمار گیری وبدست آوردن تعداد نفوس ویا براورد وتخمین جمعیت آن شده ‍وآمار وارقام متعدد ومختلفی را ارائه داده اند. بالاترین آمارارائه شده ازطرف این افراد وگروهها 7000وکمترین آن 5000 خانوار است که به نظر می رسد با احتساب جمعیت مهاجر آن منطقه گزینه‌ی صحیح همان 7000 خانوار باشد.

 ادامه......

بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی پشی


 
 
به نام خداوند بخشاینده و مهربان < اول نمره عمومی کانکور ولایت غزنی>
نویسنده : علی ظفر رحیمی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۱
 

این توانمندی علمی نصیب فرزندان مردمی می شود که از نگاه خدمات اجتماعی- عدم باز سازی- محرومیت اقتصادی و تحصیلی از ولایتهای فقیر کشور به حساب می آید.فرزندان غیور غزنی با مو جودیت بی عدالتیهای تنفر آور حکومت و دولت تک قومی با کمترین امکانات، بزرگترین افتخار تاریخی رابا همت و دانش شان در کار نامه زرین شان ثبت و افسانه های فرسوده قبیله سالاران تبعیض پیشه را نیز با هنر واستعداد شان باطل نموده و برای ابد دفن نموده اند. 

 alizafar rahimy

برای خود لازم دانستم تا یک گزارش خلص و کوتاه در باره راه یافتن دانشجویان ولایت غزنی داشته باشم-تمام دانشجو یان شرکت کننده از ولایت غزنی در کانکورسراسری با موفقیت در مراکز عالی و دانشگاه های کشور پذیرفته شده و به عنوان پیشتازان عرصه های علمی و فرهنگی کشور جایگاه شایسته خود شان را به دست آوردند.

بدین سان می توان گفت که ولایت غزنی بعد از ولایت دایکندی دومین ولایت است که از میان سی وچهار ولایت افغانستان تمامی دوطلبان واشتراک کنندگان آن با سر افرازی کانکور را با پیروزی پشت سر گذاشته و به دانشگاه ها راه یافته اند.

این توانمندی علمی نصیب فرزندان مردمی می شود که از نگاه خدمات اجتماعی- عدم باز سازی- محرومیت اقتصادی و تحصیلی از ولایتهای فقیر کشور به حساب می آید.فرزندان غیور غزنی با مو جودیت بی عدالتیهای تنفر آور حکومت و دولت تک قومی با کمترین امکانات، بزرگترین افتخار تاریخی رابا همت و دانش شان در کار نامه زرین شان ثبت و افسانه های فرسوده قبیله سالاران تبعیض پیشه را نیز با هنر واستعداد شان باطل نموده و برای ابد دفن نموده اند.

قابل یاد آوری می باشد که گرچه تعداد دانشجویان برای امسال نسبت به نفوس میلیونی غزنی اندک است ولی از اینکه همه شرکت کنندگان یک ولایت با موفقیت کانکور سراسری را پشت سر گذاشته و فیلتر های قومی حکومت و کانکور چیان تبعیض پیشه را با دانش وتبحر علمی شان هک نموده،راهی دانشگاه ها می گردند، یک گام بلند افتخارآفرین و امید وار کننده می باشد.به هر حال این پیروزی را برای مردم غزنی تبریک گفته و برای دانشجویان قهرمان شان آرزوی کامیابی های بیشتر رادارم.

وقتی نتایج کانکور افغانستان اعلان شد، ما شروع به جستجو نمودن بلند ترین نمره در سطح ولایت غزنی نمودیم که خوشبختانه بعد از جستجوهای زیاد موفق شدیم اسم شخص(شوکت علی) را پیدا نماییم که در سطح ولایت غزنی باآوردن ۳۳۸ نمره،بلند ترین نمره را از آن خود کرده بود. در سالهای گذشته هیچ کس نتوانسته اند این مقدار نمره را در سطح ولایت غزنی از ان خود نماید. خوشبختانه امروز شخصی در میان چندین هزار نفر که در سطح ولایت غزنی در امتحان کانکور شرکت کرده اند ۳۳۸ نمره را کسب کرد که توانست در دانشکده انجنیری مرکز ” کابل ” به وجه عالی قبول شود. در سطح ولایت غزنی چندین نفردیگرهم موفق به اخذ ۳۳۷ نمره شده است.

 

شوکت علی، در منطقه «جاکه پشی» زاده شده و مکتب دوره ابتداییه و متوسطه را در منطقه ی جاکه پشی به اتمام رسانده و بعد دوره لیسه را در لیسه استاد عبدالغفورسلطانی به اتمام رسانده است. و بعد از سپری نمودن امتحان کانکور با اخذ ۳۳۸ نمره به عنوان اول نمره عمومی کانکور در سطح ولایت غزنی در دانشکده انجنیری مرکز “کابل ” به وجه عالی قبول شده است.

موفقیت این دانشجو را به مقام ریاست معارف غزنی ومدیریت معارف جاغوری و بالخصوص به اساتید ومدیر محترم لیسه استاد عبدالغفورسلطانی تبریک مگوییم  

زنده باد دانشجویان غیور و پر افتخار هزاره

 


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۱
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com